وادي هفتم و تأثير آن روي من

وادي هفتم و تأثير آن روي من
رمز و راز کشف حقيقت در دو چيز است يکي يافتن راه و ديگر آنچه برداشت مي نمائيم
وادي هفتم ما را با افق جديدي در زندگيمان آشنا مي کند و به شاهراه هاي عظيم هدايت مي کند . اگر براي پي بردن به حقيقت رمز رازي نياز هست که هست اوّلين و مهمترين را بايد يافتن راه بدانيم و اگر آن را نيابيم توازن و تعادل در تمامي امورات ما ، مختل شده و گاهاً تا سرحد مرگ پيش خواهد رفت و به عبارتي پيدا کردن راه درست بسان قلب و مغز جزءِ لاينفک زندگي بشمار مي آيد . در طول تاريخ فِرق و نِحله ها و انديشه هاي گوناگون براي دستيابي به حقيقت وجود داشته و دارد ،در هر حوزه اي که فکر کنيد بوده اند کساني که خود را سرآمد دانسته و آنچنان مصمّم و پيشتاز در انديشه خود در حرکت بوده اند که هر انساني مجهولات خود را دراين راه براي بدست يافتن به معلوم به تصوير مي کشد . امّا غافل از آنکه هر راهي نه تنها به معلوم نمي رسد بلکه به مجهولات خود نيز مي افزايد .
بطور مثال :در حوزه درمان بيماري اعتياد ،تفکر کسي که سم زدائي مي کند ، قطعاٌ خود را کار آمد در اين امر و حقيقت درمان را در انجام سم زدائي مي شناسد در حاليکه امروز مي دانيم عمل سم زدائي غلط اندر غلط است و بايد گفت يک جنايت علمي بيش نيست . گرچه انسانهائي هستند که براي خارج شدن از مهلکه اعتياد از هيچ تلاشي فروگذار نيستند ،امّا بدليل انتخاب گزينه اشتباه راه را بر خود سخت و دشوار کرده و هرگز از سرزمين اعتياد بيرون نخواهند رفت .
پس بر ما واجب است راه درست را بيابيم و ديگر آنکه برداشت خوبي داشته باشيم براي توشه راهمان که اين دو رمز و رازيست براي کشف حقيقت . در اين وادي مي آموزيم که ديگر عناوين ظاهري و عوامفريبانه مثل ترک اعتياد در چند ساعت بصورت فوق سريع (urod) توجه نکرده و خويش را با دستهاي خود هلاک نسازيم و بنگريم کساني که فريب اينگونه راه ها را خورده اند ،نه تنها ترک اعتياد نکردند ،حتي بر اثر اختلالات ناشي از سم زدائي اقدام به خودکشي نيز کرده اند ...!!!
به نظر شما چه کساني بايد پاسخگو باشند...؟
و امّا آنچه باور امروز ماست و تجربه نيز سنديست بي نقص ، ما را مقيد مي کند که با فرياد بلند بگوئيم من خود بيمار اعتياد بوده ام و چند سالي است از دام اين بيماري رها شده ام و هر چه از زمان درمانم مي گذرد به توازن و تعادل بيشتري که مورد نظر است نزديک مي شوم و ديگران ناظر بر بازتاب هاي آن مي باشند و اين مهم محقق نمي شود مگر با درمان d.s.t يعني کاهش تدريجي مواد مخدر مصرفي بصورت پله اي و تدريجي پروتکل مذکور و فرضيه ايکس که مکتوب آن قابل دسترسي است نشانگر راهيست علمي و در تجربه باوريست در ناباوري.
ما همچنين ياد مي گيريم اگرچه عمل ، لازم است ولي عامل اصلي در آفرينش ، آگاهي است به ديگر سخن آگاهي لازم از راهي درست که مجهول را به معلوم برساند .
فرضيه ايکس ما را آگاه مي سازد که بر اثر استفاده ناشي از سوءِ مصرف مواد مخدر که بارزترين آن تخريب و آسيب در برهم زدن تعادل فيزيولوژي جسم و از کار افتادن سيستم توليد مواد شبه افيوني و مخدرهاي طبيعي بدن مي باشد . نکته مهم اينست که براي بازسازي و راه اندازي دوباره اين ساختار ، جدا سازي مواد مخدر از بدن در کوتاه مدت امکان پذير نيست و در فرآيند زماني معين (حدود 11 ماه) ميسّر خواهد شد .
به واقع اگر به خودمان و پيرامون خود خوب نگاه کنيم ، متوجه مي شويم هيچ چيز در کائنات بصورت دفعي بوجود نيامده و هر آنچه را که مي بينيم و مي دانيم بر پايه تدريج شکل گرفته و به استناد از قرآن کريم که خداوند مي فرمايد کائنات را در شش يوم آفريدم ،درمان بيماري اعتياد با روش d.s.t مُبيّن همين نکته است .
پيدايش حقيقت يعني روش درمان بيماري اعتياد و پذيرش مصرف اپيوم و يا اپيوم تينکچر در قالب دارو براي عده اي سخت به نظر مي رسد در حاليکه درمان شدگان با روش مذکور دليل بارزيست بر اين ادعا.
براستي چه کسي مي توانست باور کند که آتش را با آتش خاموش کرد .با اين اميد که هر چقدر به پيش مي رويم با نور آگاهي ،حقيقت درمان بيماري اعتياد بر همگان شفاف تر گردد و شروعي باشد براي کساني که دگرگوني را آغاز ننموده اند و امروز ضرورت و نياز بيرون از انديشه هاي جامد گذشته و يافتن راه نو که علم و تجربه لباس عافيت به آن مي پوشاند کاملاٌ قابل مشاهده است .
اکنون با تمام مسّرت و سربلندي کنگره 60در حوزه درمان بيماري اعتياد در حال ظهور است و حيات انسانهائي که در قعر نااميدي از درمان خود عاجز بوده اند را مبدّل به بهشت نو و جهاني نو نموده و مي نمايد
محمد
22 / 12 / 90