بنام خالق هستي

در عصر يخبندان بسياري از حيوانات يخ زدند و مردند.

در اين زمان خار پشتها خامت اوضاع را دريافتند و تصميم گرفتند تا دور هم جمع شوند و بدين ترتيب توانستند.....

همديگر را حفظ نمايند و براي هميشه از آن سرما و يخبندان جان سالم بدر بردند.

وقتی به هم نزدیکتر بودند گرمتر میشدند اما! خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد .به خاطر همین تصمیم گرفتند ازهم  فاصله بگيرند. ولی طولي نكشيد و متوجه شدند كه دارند از سرما یخ ميزنند و می ميردند.

 ازاین رو مجبور شدن تا برگزینند، یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا از هم دور بمانند تا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.

در اين حالت دریافتند که باز گردند و گردهم آیند و آموختند که، با زخم های کوچکی که از همزیستی با همنوع بسیار نزدیک خود بوجود میاد تا زندگی کنند. چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.

 و این چنین توانستند هم زنده بمانند و به ديگري خدمت كنند.

  بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم در آوريم. بلکه

آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و محاسن آنان را تحسین نماید!!!!!