بنام قدرت مطلق....

روز پنجشنبه مورخ92/5/17 لژیون ما با استادی جناب آقاي عرب و دستور جلسه (بحث آزاد) شروع به کار نمود، كه خلاصه ای از سخنان استاد را به عرض شما عزيزان مي رسانم

 لژيون قوانين خاص خودش را دارد كه توسط استادو راهنما اين قوانين وضع

به رهجو ها انتقال داده ميشود و رهجو موظف به انجام آن قوانين ميباشدو

با رعایت كردن قوانين لژيون و قوانين كنگره رهجو بدون هيچ حاشيه 

و دقدقه ای  به درمان خواهد رسيد.

استاد در ابتدا قوانین لژیون را از اعضای لژیون پرسید و هر کس قانونی را گفت بعد یکی از بچه ها گفت که در لژیون نباید غیبت داشته باشیم و اگر هم خواستیم غیبت کنیم اول باید با راهنمای خود تماسی داشته باشیم یعنی غیبت خود را موجه کنیم.

سپس استاد هم فرمودند:  بله مهمترین موضوع در لژیون  نداشتن غیبت است. اگر من یک جلسه غیبت کنم و در جلسه و لژیون حضور نداشته باشم به قول معروف از اتوبوس جا می مانم.

قوانين و حرمتهای لژيون ما.....

1- رعايت نظم ، آنهم به موقع حاضر شدن در جلسات و رعایت حرمتهای کنگره 60

2 – غيبت كردن بدون هماهنگي با راهنما ، كه رهجو بنا به صلاحديد راهنما جريمه خواهد شد.

3 -  ننوشتن مشاركت از روي سي دي هفتگي كه رهجو جريمه خواهد شد.

4 – احترام گذاشتن به پيشكسوتان در كنگره و همچنین در لژيون.

5 – بدون هماهنگي استاد لژیون، کسی حق  پیشنهاد و انتقادی ندارد.

6 – صحبت كردن با گوشي همراه در لژيون اکیدآ ممنوع ميباشد

7- برای نشستن در لژیون اجازه گرفته و قبلش باید موبایل  خود را خاموش کنیم.

 8 - همیشه و در همه حال باید گوش به فرمان راهنما باشیم.

9 - حتمآ قبل از راهنما، باید درلژیون حاضر و روی صندلی نشسته باشیم.

10-  کشیدن سیگار  در لژیون ممنوع  و با ظاهر تمیز ، مرتب و با پیراهن سفید حاضر شویم.

11- در مشارکت هم لژیونی خود هیچگونه نظری نمی دهیم و به حرف کسی  نمی پریم.

12 -  مسئولیتی که به ما داده می شود باید در اولین فرصت آن را انجام داده  و آموزشهایی که گرفتیم  در حد خودمان به دیگران انتقال دهیم و بالی برای استاد باشیم.

13 - بدون اجازه راهنما لژیون را ترک نمی کنیم.

 14 - برای  صحبت کردن اجازه میگیریم و به مشارکت دیگران احترام کامل می گذاریم.

خلاصه اینکه! پس از قوانین در مورد خدمت افراد در کنگره با هم صحبت کردیم و.....

استاد فرمودند: بله در کنگره خدمت افراد را انتخاب می کند نه افراد خدمت را!!!! حال با خود فکر  کنیم که چگونه ؟؟؟

در نوشتار های کنگره ما همیشه می خوانیم که هر فردی به میزان خواست و علاقه و تلاش خود بنای خویش را می سازد.

برای جایگاه دبیری،  نگهبانی ، استاد جلسات و یا مرزبانی خدمت ما را انتخاب می کند و اگر ما می خواهیم به این جایگاه ها برسیم باید خواست و تلاش خود را بیشتر کنیم .

کنگره به افراد نیاز ندارد بلکه این ما هستیم که به کنگره نیاز داریم تا حالمان خوب شود و بحال خوش برسیم.ما نباید از خدمت کردن بترسیم ما بایستی با جون و دل به سراغ جایگاها برویم . چون اگر فقط تماشاچی باشیم از مسیر کنگره و هدفی که داریم سود خواهیم شد . خوب هر خدمتی سختی های خود را دارد مثالی هست که می گوید، تا تاریکی وجود نداشته باشد روشنایی که معنا و مفهومی ندارد. پس باید بدون ترس به دل سنگ برویم.

 خلاصه بعد در مورد دستور جلسه صحبتی شد و بازهم ....

آقای عرب از اعضای لژیون پرسیدند:  آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟

هر کس نظر خود را گفت و بعد استاد فرمودند که بله نظرات شما با هم متفاوت هستند و تمام نظرات برای ما ارزشمند است.

ولی باید تا  آخر لژیون نتیجه گیری بکنیم. و عدالتی که دستور جلسه این هفته می باشد برقرار نمائیم .

همه ما در ابتدا که تازه وارد هستیم به ما می گویند  هرچه که داری پشت درب کنگره بگذار و بعد بیا داخل ، بعبارتی یعنی اول ندانی را بدان ، تا بدانی را بدانی .  یا درمورد مشاوره ها ، نشستن روی صندلیها، مسافر بودن همه ی ما ، که فرقی نمیکند که از کدام استان آمدیم و از چه نژادی هستیم و در چه رده و درجه ای قرار داریم. خوب در همان ابتدا  همه ی ما با هم برابریم و عدالت  برای تک تک ما اجرا شده و باهم برادریم. اما!

  تصور کنید که دو نفر با هم وارد کنگره می شوند و با هم مشاوره می شوند و راهنما هم انتخاب می کنند. یکی از آنها واقعا فرمانبردار است و همیشه سر وقت به کنگره می آید و همیشه گوش به فرمان راهنمایش است تمامی پله های آن میزون هستش و ساعت خودش را  با جلسات کنگره تنظیم کرده و در انتها هم با حال خوش به جایگاه رهایی می رسد.

ولی دیگری اصلا به فکر رهایی نیست و هر وقت که دلش می خواهد می آید و هر وقت که دلش بخواهد می رود و پس از سالها شاید به رهایی می رسد تنها از نظر کنگره قطع مواد بشود و با خود می گوید که عدالت در مورد من درست اجرا نشده، چرا من باید دیرتر به رهایی برسم و با این حرف ها حال خودش را خراب می کند. ولی در واقع این عین عین عدالت است.

در بیرون از کنگره مردم فکر میکنند که عدالت فقط در دادگاه ها اجرا می شود ولی در واقع همه کارهایی که ما انسانها انجام می دهیم از عدالت سر چشمه می گیرد . آیا؟ آن پزشگی که جون انسانهای مریض را نجات میدهد . با کسی که بخاطر چندی پول آدم رباهی می کند باید عدالت یکی باشد. معلومه نه چون باهم برابر نیستند.

آیا؟ کسی که صبح تا شب کارگری می کند و تمام تلاش ایشان فقط  این هست که برای خانواده خود روزی حلال بدست بیاورد ، با آن دزودی که با چند ثانیه جیب و کیف مردم رو می زند و یا اتومبیل آنها را دزدی و اوراقش می کند و بعد هم به نصف قیمت می فروشد باهم برابر و عدالت در مورد آنها برقرار می شود.

آیا؟ آن پلیس اجرائی  راهنمایی و رانندگی ، با راننده خلافکار یکی  هست؟

آیا ؟ کسی که با جهل و نادانی خود و با مصرف انواع مواد مخدر کارتون خواب می شود و با آن نگهبانی که شبانه روز و دور از خانواده در مرزهای کشور بیداری می کشد ،یکی هست؟؟؟  خیر!

 چون اکثر انسانها چیزهای خوب را فقط برای خودشان می خواهند فکر می کنند که عدالت برای او اجرا نشده؟ و خیلی چراهای دیگر......!

 در پایان لژیون هم ، استاد گرامی عید سعید فطر را به اعضای لژیون تبریک گفتن و بعد هم بحث لژیون را با دعا به پایان رساندیم .

محمد

18 / 5 / 92