چگونه جبران خسارت کنیم.

در کنگره ٬وقتی که شخص مصرف کننده ،نام مسافر می گیرد و مقدار و ساعت مصرف خود را دقیق می کند و یا به عبارتی ٬کمی به زمان و مکان واقعی اطراف خود واقف می گردد ٬تا حدودی به عمق فاجعه و جایی که در اثر مصرف مواد قرار گرفته بود ٬ پی می برد و به عبارتی مه و ابرهای بی خبری به کنار می روند و متوجه خودِ واقعی و میزان خسارتی که به خود زده است ٬می گردد. در نتیجه می خواهد سریعاً جبران خسارت نموده و هرگونه عقب ماندگی و خساراتی که به طور مثال طی مدت ده سال به خود و دیگران وارد کرده ٬جبران نماید. مثلاً طی ده سال ٬خانه و مغازه و ماشین و درآمد خود را از دست داده ٬و حال تازه متوجه این فاجعه شده ٬و می خواهد طی چند ماه جبران کند البته باید گفت که این تنها گوشه ای از خسارات است و این غیر از خساراتی است که به جامعه و هستی و اطرافیان خود زده است.
اما متأسفانه این مسئله امکان پذیر نیست یا لااقل در این ظرف زمانی گنجایش ندارد. در نتیجه ممکن است که فرد دچار افسردگی گردد. در بعضی از مسافرین این افسردگیِ ناشی از افسوس گذشته را می بینیم .
و البته این بدان معنا نیست که چون گوهری گرانبها مانند علم و آگاهی بدست می آوریم ، نسبت به جبران آن خسارتها اقدامی نکنیم . خیر٬ منظور این است که فرصتها و زمان را ، از دست رفته نبینیم و اگر چیزی مادی یا غیر مادی را از دست داده ایم٬ در قبال آن ٬با درمان ٬ چیز دیگری را بدست آورده ایم ٬که در آگاهی نفس ذخیره می شود. و با خود بردنی است ٬نه فانی و از بین رفتنی .
در عین حال باید متناسب با توان و انرژی در طول سفر و بخصوص بعد از آن تلاش کنیم تا جبران خسارتهای خود را بنماییم و دائم به این فکر نکنیم که ٬اگر من مصرف کننده نشده بودم٬ در این و یا آن جایگاه بودم٬ چون اصولاً در زندگی چیزی دارای تضمین نیست.
جبران خسارت به عمل و زبان می باشد و متناسب با آن خسارت ٬ با در نظر گرفتن ظرف زمانی و مکانی مناسب ٬ و با رعایت اصول و روش صحیح فرمان عقل ٬شاید جبران بعضی از خسارتها را هیچ وقت نتوان انجام داد ٬اما اینکه به این آگاهی برسیم که خسارت جبران ناپذیری وارد کرده ایم ٬خود بخشی از نتیجه رسیدن به آگاهی و جبرانِ زیان است.
و در آخر اینکه ، وقتی در جهت هستی ، طبیعت ، خرد جهانی ، ارزشها و تزکیه روح و جان حرکت نماییم ٬جبران بسیاری از زیانهای رسیده به خود و اطرافیان و جامعه را می نماییم و این را کاملاً در جان و جسم خود حس می کنیم و این سخنی به گزاف و از سر دلخوشی دادن نیست.
محمد
8 / 10 / 92