قويترين نيروي منفي در وجود ماده است...
ماده و ماديات قويترين نيروهاي بازدارنده
لازمه حيات داشتن،زحمت كشيدن و برخورداري از ماديات است،اما بايد طوري رفتار نماييم كه ما آن را اسير و تسخير خود كنيم تا در جايي،خود ما طعمه ي اين بُعد از حيات نشويم.
اكثر انسانها فقط افرادي را كه موادمخدر مصرف مي كنند ويا به آن عادت مي كنند،رامعتاد مي خوانند،اما در ريشه بايد بدانيم اگر شخصي به هر چيزي وابستگي پيدا كند ونتواند بدون آن سپري كند در واقع معتاد به آن چيز مي شود . مانند بسياري افراد ديگر كه معتاد به موادمخدرنيستند اما به ماده هاي ديگر كه جلوه اي از وجود شيطان مي توانند باشند مثل پول،تجاوز،مقام،ماشين،مد و خيلي چيزهاي ديگر اعتياد دارند و آنها را جايگزين فضائل انساني خود كرده اند.
در روش تدريجي كنگره60 در بدو ورودِ شخص خواستاررهايي،اعتياد رابرايش به عنوان يك مسئله و بيماري تشريح ميكنند و به ره جومي آموزند كه نه فقط جسم،بلكه روان و جهان بيني شخص مصرف كننده هم آسيب جدَي ديده است،مانند بسياري افراد ديگر كه معتاد به موادمخدرنيستند اما به ماده هاي ديگر كه جلوه اي از وجود شيطان است ،مي توانند باشند مثل پول،تجاوز،مقام،ماشين،مد و خيلي چيزهاي ديگر اعتياد دارند و آنها را جايگزين فضائل انساني خود كرده اند.
انسان بطور طبيعي غدد و مكانيزم هايي در بدن دارد كه مواد شبه افيوني و ضد درد بدن را ترشح ميكنند،كه هر كدام در زمان لازم و به مقدار لازم به طور خودكار آنها را در اختيار انسان قرار ميدهند و از آنجا كه جهل و ناداني انسان بزرگترين دشمن اوست،با القائات شيطان درون و شيطان بيرون كه هر لحظه و هر مكان به زيباترين شكل در شخص ايجاد تصوير ميكند به اشتباه مي افتد و اين سيستمهاي طبيعي را از كار مي اندازد و پيامد آن اختلال در جسم و روان و جهان بيني شخص است.
بي نظمي در رفتار،كردار و گفتارو عدم مسئوليت پذيري،بي قيدي،به هم ريختن خواب و بيداري،كار و بسياري مسائل ديگر.
حال آيا مي شود به يكباره مشكل را حل كرد؟ يا منطقي آن است كه آرام آرام و با تفكر كامل حركت را به سوي سلامتي شروع و به پايان برسانيم.علمي كه تجربه شده باشد سند بي نقص است، در كنگره 60 از همان هفته هاي اول مي توان تغيير را با سفري مرتب و منظم احساس كرد، و يا از صحبتهاي افرادي كه تجربه راههاي ديگر به اصطلاح ترك اعتياد و درمان به روش كنگره را دارند به وضوح و روشني مي شود تغيير و تبديل و ترخيص را ديد.
بنابراين بايد خوب فكر كنيم،خوب آموزش ببينيم،آن وقت خوب شدن را درك خواهيم كرد.به عبارتي ميزان دانايي به سواد نيست،به تمدن نيست،مانند انسان بودن به لباس پوشيدن نيست،بايستي انسان انديشيد،به رفتارها و گفتارها و عمل آزمايش الهي بدهيم.