" پاردایم یا الگوی درمانی كنگره 60 "


دو صد گفته چون نیم كردار نیست.

بهترین روش یا متدی كه تاكنون بشر را به دروازه‌های تمدن یا پیشرفت رسانده‌است، الگو برداری از طبیعت بوده است. برای مثال هواپیما كه از روی پرندگان، و زیردریایی كه از روی ماهی‌ها الگوبرداری شده‌است. اگر به كتاب آسمانی نگاه كنیم متوجه می‌شویم كه مرتباً از الگوها سخن به میان می‌آید؛ قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط، فرعون، موسی و ... همه برای ما الگو می‌باشند.

در زندگی امروزی صنعت‌گران،هنرمندان، برج‌سازان، شهرسازان و .... همه سعی می‌كنند كالای خود، یا طرح خود را به‌ صورت الگو به نمایش بگذارند، زیرا ماكت یا الگوی به نمایش گذاشته شده، كاملاً نشان دهندة تبحر، سلیقه و ذوق صاحب آن است. ولی هیچ نوشتار، گفتار، نقشه و ماكتی نمی‌تواند به اندازة الگوی واقعی بیانگر و نشان دهندة اصل موضوع باشد. به این دلیل همه در كنگره 60 الگوی یكدیگر هستند؛ برای مثال معتاد تزریقی كارتن خواب كه اكنون چند سال از رهایی او می‌گذرد و شخصی موفق است، الگوی تازه وارد می‌باشد و معتاد تزریقی تازه وارد هم الگوی فرد رها شده است كه اگر به مصرف مواد برگردد، مانند او خواهد شد، جوانان الگوی جوانان و پیران الگوی پیران.

" چگونگی اصلاح ساختارهای تخریب شده جسم ، روان و جهان‌بینی "

جسم:

در قسمت جسم مهم‌ترین تخریب، از كار افتادن دو سیستم مهم، یعنی ضد درد و تولید كننده‌های مواد شبه افیونی می‌باشد. راه‌اندازی این دو سیستم دقیقاً 11 ماه زمان می‌خواهد و این عدد با تحقیقات و پژوهش‌هایی كه در مدت شش سال برروی صدها نفر در درازمدت صورت گرفته است ، به‌دست آمده است.

تا زمانی‌كه این سیستم به طور كامل راه‌اندازی نشده است و مرفین طبیعی در بدن به اندازه كافی تولید و ترشح نمی‌شود، ما شاهد اختلالات بی‌شماری در جسم و روان بیمار خواهیم بود و تمامی اختلالات ناشی از قطع مصرف مواد مخدر چه جسمی و چه روانی، هیچ دلیلی جز عدم تولید مواد شبه افیونی ندارند. بیمار اعتیاد برای درمان كامل خود باید بپذیرد كه 11 ماه زمان نیاز است و از هر روشی كه برای درمان استفاده كند باید بداند كه تا پایان11 ماه درمان نشده است.

چگونه سپری كردن این مدت، بسیار بسیار مهم است. اگر معتاد به صورت ناگهانی مصرف موادمخدر خود را قطع كند، دچار انواع و اقسام اختلالات جسمی و روانی خواهد شد كه حداقل تا 11 ماه ادامه خواهند داشت. و بعضی از تخریب‌ها شاید تا آخر عمر هم پابرجا باقی بماند. این سندرم محرومیت از مواد مخدر فقط منحصر به روزهای اول قطع مواد نیست، بلكه تا ماه‌ها ادامه خواهد داشت كه معمولاً به دلیل شدت و سختی این عوارض و طولانی بودن مدت آنها اكثر بیماران قادر به تحمل آن نیستند و در ابتدا یا نیمه راه به مصرف مجدد مواد مخدر روی می‌آورند.

اگر بیمار بخواهد از داروهای موجود كه برای درمان اعتیاد تجویز می‌شوند و یا به صورت آزاد به فروش می‌رسند استفاده كند، علاوه بر عوارض محرومیت كه حتی با مصرف دارو هم از بین نمی‌روند، دچار عوارض جدیدی می‌شود كه ناشی از مصرف این داروها و تداخل ناشی از مصرف آنها می‌شود كه خود این مطلب صحبت جداگانه‌ای دارد كه در بخش‌های بعدی باز خواهد شد. یكی از شایع‌ترین مواد حوزه Opium كه در كشور ما مصرف می‌شود تریاک است. تریاک 25 نوع تركیب یا الكالوئید دارد. نظیر: Cotamine - Narcotine - Narceine - Codeine - Morphine- Papaverine. اگر در نظر بگیریم كه هر یک از این تركیبات بر روی بخشی از ساختار بیوشیمی جسم تاثیر بگذارد، كه می‌گذارد، می‌توانیم تصور كنیم كه كل سیستم بیوشیمی جسم از تعادل خارج می‌شود و ما قادر نیستیم با هیچ دارویی و یا مجموعه‌ای از داروها، این عوارض را پوشش دهیم.

ما معتقدیم تنها ماده‌ای كه می‌تواند عوارض سندرم محرومیت را تمام و كمال پوشش دهد، خود ماده مخدر یا تریاک است. از اینجا به بعد ما به چشم دارو به تریاک نگاه می‌كنیم و مصرف كننده‌ای كه قصد درمان و رهایی دارد نیز به همین دید به تریاک نگاه می‌كند. تا به حال به قصد نشئه شدن مصرف می‌كرده اما با آموزشی كه می‌بیند و آگاهی كه كسب می‌كند به چشم دارو به تریاک مصرفی خود نگاه می‌كند. هر چند تریاک از هزاران سال قبل دارو بوده و هنوز هم هست و استفاده‌های پزشكی آن بسیار است فقط نام آن در استفاده‌های خاص پزشكی تغییر می‌كند.

به عبارت ساده دوره درمان 11 ماهه را شخص بیمار یا بایستی با تحمل عوارض ناشی از قطع ناگهانی مصرف طی كند، كه اكثراً نمی‌توانند، یا باید دارو‌های شیمیایی مصرف كند كه وضعیت بدتر می‌شود و بهتر نمی‌شود و یا اینكه خود ماده مخدر را به عنوان دارو و در حد نیاز جسم، فقط به منظور پوشش عوارض ناشی از كمبود مرفین، مصرف كند و به صورت تیپر یا تدریجی كاهش دهد.

در كنگره 60 راهنمایان وظیفه دارند برنامه مصرفی رهجو یا بیمار را تنظیم كنند. بیمار در این مدت خودسرانه هیچ‌گونه حركتی درخصوص تعیین مقدار و زمان مصرف مواد خود نمی‌كند و این مهم كاملاً به عهده راهنماست. این برنامه با توجه به فرایند زمان و محاسبات دقیق، تنظیم می‌شود. در پروسه درمانی كنگره 60، اولین حركت، تثبیت مقدار مصرف مواد مخدر توسط بیمار است. زیرا اكثراً بدون برنامه منظم، مواد خود را مصرف می‌كنند. در ابتدا به بیمار گفته می‌شود كه مواد مصرفی خود را در حدی كه متعادل باشد تعیین و ثابت كند و بعد از چند روز كه مصرف منظم را آموخت به صورت پله‌ای مقدار مصرف او كاهش می‌یابد و تیپر می‌شود. این كاهش هر 21 روز یكبار و هر بار 20% مقدار مواد مصرفی از مرحلة قبل است. در این مدت كه به صورت پله‌ای یا تیپر Taper مصرف شخص كاهش می‌یابد، به موازات آن سیستم تولید كننده مواد شبه افیونی و ضد درد نیز راه‌اندازی می‌شود و تولید این مواد در بدن افزایش می‌یابد تا جایی كه مصرف مواد به كمترین حد خود یعنی یک گرم در 30 روز می‌رسد و سپس قطع می‌شود و در این موقع سیستم تولید‌كننده مواد شبه افیونی كاملاً راه‌اندازی شده است و بیمار بدون هیچگونه عوارضی به راحتی از این مرحله عبور می‌كند. در این مدت او به دلیل استفاده از داروی مناسب (تریاک) با كمترین هزینه توانسته است هم دوره درمان را بگذراند و هم اینكه به راحتی به مسائل زندگی خود رسیدگی كند.

روان:

امروزه اكثر متخصصین درمان اعتیاد معتقدند كه اعتیاد یک بیماری روحی و روانی است. گفته می‌شود كه مشكلات جسمی بیماری اعتیاد و تخریبی كه در جسم به‌وجود می‌آید، در مقایسه با تخریب‌های روحی و روانی ناچیز است و به راحتی می‌توان آن را بازسازی كرد. اما در قسمت روان، كار دشوار است و اكثر مشكلات معتاد در درمان بیماری اعتیاد به این قسمت مربوط می‌شود. به عبارت ساده بیماری اعتیاد یک بیماری روانی است. كنگره 60 در این خصوص بر این عقیده است كه بیمار اعتیاد یا معتاد، الزاماً و ذاتاً بیمار روانی نیست، از آنجا كه جسم و ساختارهای آن بر اثر مصرف دراز مدت مواد مخدر دچار تخریب و عدم تعادل شده است، مشخص است كه روان نیز به تبع آن دچار عدم تعادل می‌شود اما این عدم تعادل ریشه در عدم تعادل جسم دارد و اعتیاد نمی‌تواند یک بیماری روانی باشد. ما معتقدیم تمامی مشكلاتی كه یك معتاد بعد از قطع مواد مخدر با آن رو به رو می‌شود و به زعم دیگران مشكلات روانی هستند، كاملاً ریشه در جسم بیمار دارند و دلیل آن كمبود ترشح مواد شبه افیونی جسم است. زیرا كمبود این مواد باعث بروز اختلالاتی همچون افسردگی، نا امیدی، گوشه‌گیری، تنبلی، كند ذهنی، بی میلی به زندگی، بی خوابی، ناتوانی جنسی، افزایش میل جنسی و غیره می‌شود كه دیگران آنها را مشكلات روانی می‌دانند اما ما آنها را عوارض پنهان ناشی از كمبود ترشح مواد شبه افیونی و عدم راه‌اندازی سیستم تولید كننده آنها می‌دانیم.

شایان ذكر است این عوارض، بخش دوم عوارض ناشی از قطع مصرف می‌باشند و معمولاً بعد از گذشت 20 روز از قطع مصرف مواد مخدر به خوبی حس می‌شوند. بخش اول عوارض كه شامل انواع دردهای جسمی شامل استخوان درد، درد دست‌ها و پاها، اسهال، عرق كردن، ریزش اشک و آب بینی، خمیازه، عطسه، بی‌قراری و غیره می‌باشد، عوارض آشكار یا سندرم محرومیت ناشی از قطع مصرف می‌باشند كه نهایتاً تا 20 روز بعد از قطع مصرف از بین می‌روند.

كنگره 60 معتقد است زمانی‌كه بیمار با استفاده از روش درمان تدریجی، خود را درمان می‌كند، در طول دوره 11 ماهه درمانی، با كاهش پله‌ای مصرف مواد مخدریا تیپر و بازسازی ساختارهای جسم، به موازات آن ساختارهای روان نیز به تبع جسم اصلاح می‌شوند و این اصلاح به صورت خودكار صورت می‌گیرد.

زمانی‌ كه شخص مصرف مواد خود را قطع نموده و از نظر جسمی به تعادل كامل رسیده است، از نظر روانی نیز دارای تعادل كامل خواهد بود و كوچکترین عوارضی در این خصوص به سراغ او نمی‌آید. در این حالت راكب و مركب هر دو میزان هستند. اما در غیر این صورت، یعنی زمانی كه شخص بیمار از نظر جسمی مشكل دارد با هیچ تكنیكی نمی‌توانیم مشكلات روانی او را برطرف كنیم، درست مانند اسبی كه لنگ است اما با داشتن سوار كار ماهر، انتظار سواری خوب را داشته باشیم كه غیر ممكن است.

جهان بینی:

سومین آیتم مهم در درمان اعتیاد جهان‌بینی است. همانگونه كه گفته شد جهان بینی یعنی چگونه دیدن جهان، هستی و زندگی است و كسی كه دچار بیماری اعتیاد است، به دلیل حكومت افیون بر شهر وجودی او، دچار جهان بینی از نوع خاص می‌شود كه ما به آن جهان بینی یا تفكر و نگرش افیونی می‌گوییم و شخص فقط از زوایه نشئگی و مصرف مواد مخدر به زندگی نگاه می‌كند.

تغییر جهان بینی و نگرش بیمار از این حالت و به تعادل رساندن آن یكی از بخش‌های بسیار بسیار مهم، در سیستم درمانی كنگره 60 است. چرا كه اگر تفكرات و نگرش فرد اصلاح نشود حتی اگر سال‌‌‌ها مواد مخدر مصرف نكند درمان نشده است. به همین دلیل، یعنی عدم حركت اصلاحی در جهت تعادل این بخش، در روش‌های دیگر، اكثر معتادان بعد از قطع مصرف، حتی با وجود گذشت مدت طولانی دوباره به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند و این ذهنیت پدید آمده است كه معتاد بایستی تا آخر تحت مراقبت و كنترل باشد، در صورتی كه هرگز چنین نیست و اگر معتادی به درستی درمان شده باشد یعنی جسم، روان و جهان‌بینی او به تعادل رسیده باشد هرگز نیازی به مراقبت و كنترل دائمی نیست و در هرگونه شرایط نامطلوب و یا محیط‌های آلوده و دوستان آلوده قرار گیرد هرگز مصرف نخواهد كرد و برگشتی نخواهد داشت.

در پروسه درمانی كنگره 60 كه همراه با برپایی كارگاه‌های آموزشی و گروه درمانی است، بیمار همزمان با كاهش پله‌ای مصرف مواد مخدر و به تعادل رساندن ساختارهای جسم و روان در جلسات گروه درمانی نیز شركت می‌كند.

تنها عاملی كه می‌تواند تفكرات و نگرش شخص معتاد را تغییر دهد و آن را از حالت افیونی بودن خارج و به سمت سلامتی و نگرش صحیح سوق دهد، آموزش و كسب آگاهی و رسیدن به دانایی است؛ كه این مهم با شركت بیمار در جلسات گروه درمانی و كارگاه‌های آموزشی كنگره 60 و تحت آموزش قرار گرفتن، به شكل كامل میسر می‌شود. در سیستم آموزشی كنگره 60، پیرامون موضوعات متعدد درخصوص شناخت انسان و مواد مخدر و جایگاه انسان در زندگی و نقش او ، و همچنین طرق كسب لذت‌های سالم و بدیع، آموزش كاملی صورت می‌گیرد و بیمار با آموزشی كه می‌بیند و آگاهی‌ئی كه كسب می‌كند و همچنین تجربیاتی كه از سایر دوستان به او منتقل می‌شود، آرام آرام دچار یک تحول و دگرگونی اساسی در بخش تفكرات و نگرش می‌شود و می‌آموزد كه چگونه باید زندگی كند و زمانی‌كه مصرف مواد مخدر او بعد از گذشت دوره درمانی قطع می‌شود در حالی كه از نظر جسمی و روانی از تعادل كامل برخوردار است، در بخش جهان‌بینی نیز آموزش های لازم را دیده و به تعادل رسیده است و در این جاست كه می‌توانیم ادعا كنیم بیمار درمان شده است نه اینكه ترك اعتیاد كرده است.