متن سی دی نقض فرمان "استاد امین"

همانطور که من متوجه شدم نقطه آغاز ورود به تاریکی ها شرک است یعنی دروازه ای که ما از آن وارد می شویم شرک است بقیه دنبال آن می آید یعنی وقتی ما شرک را انجام می دهیم نقص فرمان هم می کنیم. داستان حضرت آدم ابتدای شرک را بیان می کند. چگونه انسان از بهشت رانده شد و وارد تاریکی شد. این فقط برای حضرت آدم و حوا نیست. چون اگر برای دو نفر بود ارزش خواص خودش را از دست می داد. که داستانهای زیادی آمده است که تقصیر حضرت آدم بوده که این اصلآ با عقل جور در نمی آید بخاطر کار یکی دیگر انسانهای دیگر هم دچار مشکل شوند. مانند کسی که مواد بزند و خماریش را کس دیگری بکشد.                

این ویزگی قرآن هست که عام است یعنی داستانهای بیان شده برای یک سری افراد خاص نیست و برای همه انسانها قابل اجرا و جاری است مانند داستان ابراهیم که دقیقآ مقابل داستان حضرت آدم است.حضرت آدم اولین فرمان خدا را نقص کرد اما حضرت ابراهیم همه فرامین الهی را موبه مو اجرا کرد مانند سر بریدن پسر خودش. مانند همسفری که مسافرش بعد از 20 سال به رهایی و آزاد مردی رسیده و راهنما شده و خودش 10 نفر را نجات داده بعد به او بگویند که سر مسافرت را باید ببری. چه کسی حاضر است چنین کاری را انجام دهد؟

تصور اشتباه ما این است که خداوند به بزرگان پوآن داده و بزرگ کرده در صورتی که اینگونه نیست و آزمایشات بسیار سختی از آنها به عمل آمده مانند (جنگ ، ازدست دادن زن وبچه،بیماری و...) وقتی اینها را انجام داده به درجه کلاه سرخ رسیده یا به درجه مقربی رسیده یا جزو صالحین شده . تصور اینکه پیامبران و بزرگان را خداوند اینگونه کرده باعث می شود که ما نیست به خداوند احساس بدی پیدا بکنیم. من خودم باشم حسودیم می شود و شک می کنم شما را نمی دانم. و اگر جایگاهی را ما ندانسته بالا ببریم که خداوند به او داده است دیگر انسانهایی که الگو هستند از حالت الگو بودن خارج می شوند. یعنی روش آنها را قبول نمی کنیم پس این قضایا حقه های شیطان است.

داستان حضرت آدم شروع قضیه هست که برای هرکس نقص فرمان اتفاق افتاده. مسئله بعدی اینکه همه ی انسانها مشرک هستند بلا استثناء همه ی انسانهایی که مواد مصرف می کنند معتاد هستند و اگر کسی بگوید خیال می کند نیست و معنی معتاد را نمی داند. انسانی هم که روی زمین با رنج و تاریکی ها زندگی می کند این هم مشرک شده و این اتفاق یه روزی افتاده. داستان آدم و حوا برای همه است حالا فرق چیست؟ کسی که می آید کنگره و سفر خود را شروع می کند دیگر معتاد نیست و مسافر می شود . حالا انسانهایی که می خواهند از تاریکی ها خارج شوند دیگر اسم مشرک از رویشان برداشته می شود و دیگر مشرک نیست.  و اسم دیگری پیدا می کند و باید آزمایشات را یکی یکی پس دهد تا از جهنم خارج شود و به بیرون بیاید. تمام کسانی که در جهنم هستند و قصد خارج شدن را ندارند همه بلا استثناء مشرک محسوب می شوند.                                                                                                                             

شرک روی اختیار انسان اثر کلی می گذارد و اختیار انسان را ازش می گیرد. وقتی ما شریکی داشته باشیم دیگر اختیار ما در آن مقوله %100 نیست و اختیار ما محدود می شود و در یک سری چیزها دیگر ما حق انتخاب نداریم . وقتی درمورد مال دچار شرک می شوم در بخشی از آن هیچ کاره هستم و اختیار مال را ندارم که خرج کنم و اگر فرمان هم صادر شود اجرا نمی شود، همینطور دوست داشتن و عشق. نکته مهم این است که تصور می کنیم همه به ضرر است! خب چرا نافرمانی کنیم که دامنه اختیار ما کم شود و عذاب بکشیم؟ چه عاملی باعث می شود که انسان حاضر بشود شرک و نافرمانی را اجرا کند؟ "آن مقوله کسب قدرت است".

وقتی انسان نا فرمانی می کند با نیروهای منفی پیمان می بندد و وقتی با نیروهای منفی پیمان بست آنها به او قدرت می دهند. اختیار خیلی چیز با ارزشی است مانند زمان اعتیاد که چقدر راحت مواد گیر می آمد و مانند کاسبی که راحت گوش می بریدیم ولی وقتی در صراط مستقیم هستیم احساس مس کنیم بازار کار خراب شده و کار کساد! چون آنموقع نیروهای منفی کمک می کردند ولی در صراط مستقیم کمک که نمی کنند هیچ کار ما را هم خراب می کنند. شرک مزیتش کسب قدرت است، در قران هم آمده: (کسی که بهره زودیاب می خواهد به او می دهیم و او را می فرستیم در جهنم) این همان قضیه شرک است، کسی که زود می خواهد به او می دهند مانند پول ولی نمی داند که این پول برای او نیست، چون به کسی نمی تواند بدهد و هر وقت خواست نمی تواند خرج کند و اگر هم خرج کند لذت نمی برد.

قانون شیاطین: پیش از اینکه کسی را بتوانی تسخیر کنی باید اول خودت تسخیر شوی، این قانون نانوشته است ولی اجرا می شود.

قانون الهی: اگر می خواهی کسی را آزاد یا درمان بکنی اول باید خودت آزاد و درمان بشوی.

در جهان دو قطب داریم یکی مثبت و دیگری منفی. قطبهای منفی مانند ویروسها و میکروبها عمل می کنند، آنها به دنبال بقای خود هستند.


برچسب‌ها: نقض فرمان, شرك, انسان, اختيار, عقل